ثنا و جشن تولد پروانه ای در مهد
بالا خره روز موعود فرا رسید.دیروز که سه شنبه بود توی مهد برای دختر گلم ثنا خانوم جشن تولد گرفتیم.آخ که چقدر این هماهنگ کردن بچه ها سخته.اولا که بابا رضا توی این دوسه روز رفت ماموریت و امشب برگشت.شانس اوردیم که دائی منصور این چند روز بود و کلی از بنده ی خدا کار کشیدیم.از همینجا از داداش گلم تشکر میکنم.انشااله عروسیش جبران کنیم.دیشب تا ساعت 4 صبح پای بسته بندی کردن یادگاریها و تزئین کیک بودیم.صبح از 7 بیدار شدم و اول ثنا رو اماده کردم و بعد ثمین رو.بعدش رفتیم دنبال خاله نسرین(خانوم همکار بابا).خیلی خوب شد که اومدن و ثمین رو گرفتن تا من بتونم از پس کارهای جشن بربیام.دست خاله نسرین هم درد نکنه.با خانم حیدری شروع به تزئین کردیم و بعد بچه ها اومدن.خدا رو شکر همه چی عالی بود و به گفته ی ثنا و دوستاش تولدش از بقیه ی تولدها بهتر بود و به همه خوش گذشت.خانم خنکساری هم خیلی زحمت کشیدن تا این پسرهای شیطون رو کنترل کنن.برای پسرها پاک کن بن تن و برای دخترها پاک کن عطری گرفتیم.تولد ثنا یه تولد پروانه ای شد.کادوی من و بابا به ثنا طلا یک جفت اسکیت بود که خیلی خوشش اومد.مبارکت باشه عزیزم. اینم عکسها:



بقیه ی عکسها رو اگه دوست داشتین در ادامه ببینید


ثمین هم کیف اسکیتها رو گذاشته بود رو کولش و دنبال ثنا راه افتاده بود و هی میگفت پا.. پا.. پا میخاست اونها رو پاش کنیم.در ضمن از دیدن بابارضا کلی ذوق زده شده بود و هر چی میگفت ردا .. یعنی رضا انگار دلش خنک نمیشد...




ثنا و جشن تولد پروانه ای در مهد
